کاردرمانی سکته مغزی

بعد از یک سکته مغزی، افراد ممکن است دچار مشکلاتی شوند که باعث مشکل در انجام فعالیت‌های روزانه مانند غذا خوردن، استحمام یا لباس‌پوشیدن شود. خوشبختانه، کاردرمانگران کلینیک حامی به طور خاص آموزش دیده‌اند که چگونه به افراد کمک کنند تا راه‌های موثری برای انجام این وظایف بیابند.

کاردرمانی نام خود را از تمرکزش بر تقویت افراد برای مستقل شدن در اشتغال‌های خود یا فعالیت‌هایی که زمان آنها را “پر کنند” می‌گیرد. مداخلات مختلف کاردرمانی مورد استفاده در مواجهه با سکته مغزی می‌توانند به افراد کمک کنند تا حداکثر استقلال کارکردی خود را افزایش دهند و در طول زندگی پس از سکته، تغییرات را مدیریت کنند.

این ممکن است شامل یادگیری تمرینات بازیابی و راهکارهای جبرانی برای ترویج مشارکت در فعالیت‌های روزانه ارزشمند باشد. این مقاله به بررسی مداخلات مختلف کاردرمانی مورد استفاده در مواجهه با سکته مغزی و چگونگی کمک به ترویج بازیابی می‌پردازد.

درک اهداف کاردرمانی در طی بازسازی بعد از سکته مغزی

کاردرمانی بر ارائه مهارت‌ها و ابزارهای لازم برای دستیابی به بازیابی اهداف افراد تمرکز دارد. این کار با استفاده از ترکیب تمرینات بازسازی و تاکتیک‌های جبرانی انجام می‌شود.

جبران به معنای انجام یک وظیفه به روشی متفاوت نسبت به قبل است، در حالی که بازسازی به معنای انجام یک وظیفه به همان روشی است که پیش از سکته مغزی بود. به عنوان مثال، بعد از یک سکته مغزی، افراد ممکن است با مشکل افتادگی پا (foot drop) یا عدم توانایی در بلند کردن قسمت جلوی پا مواجه شوند. به عنوان مثال، انگشتان ممکن است به زمین کشیده شوند و خطر سقوط یا لغزش افزایش یابد.

برای کمک به جبران ضعف عضلانی مرتبط با افتادگی پا، یک کاردرمانگر ممکن است توصیه کند که از ارتوز پا (AFO) استفاده شود. استفاده از یک دستگاه AFO تاکتیک جبرانی است که می‌تواند پا و مچ پا را حمایت کرده و خطر آسیب‌های بیشتر را کاهش دهد. با این حال، این دستگاه AFO علت اصلی افتادگی پا را که اختلال در ارتباط بین مغز و عضلات است، درمان نمی‌کند. برای درمان علت اصلی و بهبود افتادگی پا، بازماندگان باید تمرینات بازیابی پا را تمرین کنند.

کاردرمانگرها بر رفع هر گونه مشکلی که مانع از توانایی بازماندگان در انجام فعالیت‌های لازم برای انجام نقش‌های روزانه‌ی خود می‌شود تمرکز دارند. این شامل همکاری فعال با بازماندگان برای دریافت اطلاعات در مورد فعالیت‌هایی است که برای آن‌ها اهمیت دارند تا اهداف درمانی تعیین شود.

بعد از شناسایی فعالیت‌هایی که بازماندگان می‌خواهند مورد توجه قرار دهند، کاردرمانگرها می‌توانند تمرینات شخصی‌سازی شده‌ای که بر روی گروه‌های عضلانی خاصی مانند بازوها، پاها و تنه، با توجه به سطح توانایی فرد، تمرکز دارند ارائه دهند. آن‌ها همچنین می‌توانند وظایف خاصی را ارائه دهند تا به بازماندگان کمک کنند استقلال خود را افزایش دهند و به اهداف بازیابی خود دست یابند.

فعالیت‌هایی که بازماندگان می‌خواهند در حین کاردرمانی بر آنها تمرکز کنند، معمولاً در سه دسته اصلی قرار می‌گیرند که عبارتند از:

  1. خودمراقبتی: فعالیت‌های روزانه شخصی، از جمله غذا خوردن، استحمام و لباس‌پوشیدن، به علاوه وظایف مدیریت خانگی مانند پخت و پز و تمیزکاری.
  2. فعالیت: وظایف می‌توانند شامل بازگشت به کار، مدرسه یا دیگر مسئولیت‌های قبلی باشند و راه‌های جدیدی برای تنظیم و انجام آنها را پیدا کنند.
  3. تفریح: فعالیت‌هایی که معمولاً شامل کارهای سرگرم‌کننده هستند که شخص از آن‌ها قبل از آسیب لذت می‌برد، مانند فوتبال، نقاشی، رقص و مهارت‌های اجتماعی دیگر.

خودمراقبتی، فعالیت، و تفریح بخش مهمی از زندگی روزمره هستند. هر چه این مهارت‌ها بیشتر تمرین شوند، احتمال بازیابی عملکرد و مشاهده نتایج بهتر، افزایش می‌یابد.

15 مداخله کاردرمانی برای بازماندگان سکته مغزی

مداخلات مختلفی هستند که کاردرمانگرها می‌توانند برای مراجعین خود استفاده کنند، از تمرینات برای بهبود مهارت‌های حرکتی دقیق گرفته تا فعالیت‌های سرگرم‌کننده برای کمک به آنها در بازگشت به زندگی پس از سکته.

بعضی از مداخلات کاردرمانی برای بازیابی پس از سکته مغزی ممکن است شامل موارد زیر باشند:

1. تغییرات در منزل:

پس از ترخیص، انتقال صحیح به خانه ممکن است چالش‌برانگیز باشد. کاردرمانگر می‌تواند با تغییرات مناسب در خانه کمک کند تا ایمنی فرد را تضمین کند. این شامل اقداماتی مانند افزودن دستگیره‌های درب و یا استفاده از فرش‌های ضد لغزش می‌شود.

کاردرمانگر ممکن است پیشنهاد دهد که فرش‌ها و اجناس اضافی از زمین حذف شوند تا خطر افتادن کاهش یابد. یک جابجایی نرم‌تر می‌تواند به بازماندگان کمک کند تا بیشتر آرامش پیدا کنند و انرژی خود را به سمت بهبود مسیردهی کنند.

2. برنامه‌ریزی تمرینات بازسازی:

کاردرمانگر می‌تواند تمرینات مختلف هدفمند را برای افراد ارائه داده و آن‌ها را به صورت ایمن در خانه تمرین دهند. ایجاد یک برنامه صحیح بازسازی در خانه و پیشهاد تمرینات درمانی به صورت پیوسته، برای تحریک نوروپلاستیسیته، یعنی توانایی مغز برای بازسازی خود، اهمیت دارد. این فرآیند با تقویت اتصالات عصبی در مغز و ایجاد اتصالات جدید انجام می‌شود که جزء بسیار حیاتی از بازیابی پس از سکته مغزی است.

3. دستگاه‌های تعاملی نوروتوسازی:

کاردرمانگر ممکن است یک برنامه تمرینی شخصی سازی شده و خانگی به صورت نوشتاری به مراجعین ارائه دهد تا بین جلسات درمان در خانه تمرین کنند. با این حال، به منظور حفظ اشتیاق بازماندگان، ممکن است همچنین پیشنهاد دهد که از برنامه‌های تعاملی تمرین در خانه مانند FitMi و MusicGlove استفاده کنند. هر دو طراحی شده‌اند تا حرکت را بهبود بخشیده و به بازماندگان کمک کنند تا احتمال بازیابی عملکرد پس از سکته مغزی را افزایش دهند. همچنین نسخه‌های کلینیکی از این دستگاه‌های نوروتوسازی برای استفاده توسط کاردرمانگرها با مراجعین در محیط بالینی نیز موجود هستند.

4. آموزش وظیفه‌محور:

آموزش وظیفه‌محور یک مداخله درمانی برای سکته مغزی است که بر تقویت یک مهارت با تمرین مستقیم آن تمرکز دارد. هدف این است که از طریق فعالیت مکرر، عملکرد عضلات تحت تأثیر را بهبود بخشید. آموزش وظیفه‌محور ممکن است فعالیت‌هایی چون دست زدن به یک کمد، چرخاندن دستگیره درب یا روشن و خاموش کردن چراغ را شامل شود. این تمرینات می‌تواند نوروپلاستیسیته در مغز را فعال کرده و به بهبود استقلال عملکردی کمک کند.

5. پویش بصری:

نادیده‌گرفتن محیط اطراف شرایطی است که ممکن است باعث شود سختی در جهت‌دهی، شناسایی یا پاسخ به تحریکات در محیط در سمت تحت تأثیر شود. به عنوان مثال، هنگامی که یک فرد سکته مغزی در نیمکره راست مغز تحمل می‌کند، او ممکن است نادیده‌گرفتن محیط اطراف را در سمت چپ بدن خود تجربه کند.

خوشبختانه، پویش بصری می‌تواند باعث درمان نادیده‌گرفتن محیط اطراف شود، زیرا افراد را تشویق می‌کند که با دقت توجه خود را تحت تأثیر محیط ببرند. به عنوان مثال، یک فعالیت پویش بصری که یک کاردرمانگر ممکن است پیشنهاد دهد، استفاده از یک مداد نورانی برای کشیدن یک خط روشن در سمت چپ یک کتاب است. سپس فرد باید تمرین کند چشمان خود را تا زمانی که به نشانه مداد نورانی برسند، به سمت چپ حرکت دهد.

6. درمان حرکتی تحت محدودیت:

درمان حرکتی تحت محدودیت (CIMT) یک مداخله درمانی برای سکته مغزی است که شامل محدود کردن عضو غیرتحت تأثیر به منظور ترویج استفاده از عضو تحت تأثیر می‌شود. هدف این استفاده بیشتر از اعضای تحت تأثیر است تا مغز را تحریک کرده و نوروپلاستیسیته را فعال کند. در حالی که CIMT به طور متداول در بازوها اجرا می‌شود، همچنین می‌تواند برای افزایش استفاده از پاهای تحت تأثیر استفاده شود. برای تمرین CIMT در خانه، کاردرمانگر ممکن است پیشنهاد دهد که یک دستکش یا جوراب را بر روی عضو غیرتحت تأثیر بپوشانید تا به بازماندگان کمک کند از عضو تحت تأثیر خود استفاده کنند.

هرچند که این رویکرد درمانی ممکن است چالش‌برانگیز باشد، اما می‌تواند خطر استفاده نادیده‌آورده از عضو تحت تأثیر پس از سکته مغزی را کاهش دهد. استفاده نادیده‌آورده به وجود می‌آید وقتی که یک فرد به حدی عادت می‌کند که از استفاده از عضو تحت تأثیر خود خودداری کند. اگر استفاده نادیده‌آورده ادامه یابد، می‌تواند منجر به مشکلات بیشتری مانند ضعف عضلات و کاهش حجم عضلات در عضو تحت تأثیر شود. کاردرمانگرها می‌توانند نکات بیشتری را در مورد چگونگی جلوگیری از استفاده نادیده‌ آورده یا شدت آن ارائه دهند.

۷. تحریک الکتریکی:

زمانی که مناطق مغز که کنترل حرکت را در اثر یک سکته مغزی تحت تأثیر قرار می‌دهد، ممکن است مغز قادر به ارتباط موثر با برخی از عضلات نباشد. بدون تحریک مناسب از سوی مغز، عضلات نمی‌دانند که کی باید تنگ یا آزاد شوند. این ممکن است منجر به مشکلات حرکتی مانند فلج، ضعف یا سفتی (عضلات سفت و سخت) شود. این می‌تواند باعث سختی در حرکت یا انجام فعالیت‌های روزانه شود.

خوشبختانه، مطالعات نشان می‌دهد که تحریک الکتریکی می‌تواند به بهبود حرکت و کاهش سفتی در بازماندگان سکته مغزی کمک کند. این روش با قرار دادن الکترودهای غیرتهاجمی بر روی پوست و ارسال سیگنال‌های الکتریکی نرم به عضلات تحت تأثیر انجام می‌شود. بازفعال کردن عضلات می‌تواند به تحریک ارتباط بین مغز و عضلات کمک کرده و نوروپلاستیسیته را تشویق کند.

8. تراپی آینه‌ای:

تراپی آینه‌ای یک نوع دیگر از مداخلات سکته مغزی است که به خصوص برای بازماندگان با فلج یا ناتوانی شدید دست مفید است. این روش با قرار دادن یک آینه روی میز در وسط بدن برای انعکاس سمت غیرتحت تأثیر و مخفی کردن سمت تحت تأثیر انجام می‌شود. انجام تمرینات ساده با سمت غیرتحت تأثیر در حالی که تمرکز بر تصویر آینه، که به نظر می‌آید سمت تحت تأثیر است، می‌تواند به بازماندگان کمک کند که حرکت‌های نرمال را برای سمت تحت تأثیر خود تصویرسازی کنند. این تحریک می‌کند قسمت‌های مغز مرتبط با حرکت و نوروپلاستیسیته را تحت تاثیر قراردهد.

مطالعات نشان داده‌اند که تراپی آینه‌ای ممکن است به بهبود حرکت، حساسیت و درد پس از سکته مغزی کمک کند. یکی از مزایای دیگر این روش این است که می‌توان آن را به همراه کاردرمانگران در محیط بالینی یا به صورت مستقل در خانه انجام داد.

9. تمرین ذهنی:

هنگامی که یک حرکت به صورت ذهنی تمرین می‌شود، ممکن است به همان شیوه‌ای که تمرین جسمانی حرکات انجام می‌شود، تغییراتی در مغز را القا کند. به همین دلیل تمرین ذهنی یک مداخله کاردرمانی عالی برای بازماندگان سکته مغزی است. به عنوان مثال، یک بازمانده با حرکت محدود یا فلج در بازوی راست خود می‌تواند تصویر ذهنی کند که دست خود را در فعالیت‌های روزانه مانند گرفتن یک فنجان قهوه حرکت می‌دهد.

این تمرین ذهنی می‌تواند به تحریک نوروپلاستیسیته در مغز و تقویت اتصالات عصبی مرتبط با آن حرکت کمک کند و در نهایت اجرای فیزیکی آن را آسان‌تر کند. بنابراین، تصویرسازی حرکت، هنگامی که با سایر مداخلات سکته مغزی مانند آموزش وظیفه‌محور ترکیب می‌شود، می‌تواند یک ابزار قدرتمند در طول بازسازی باشد. کاردرمانگرها همچنین می‌توانند نکاتی را برای چگونگی یادگیری تصویرسازی حرکت در طول بازسازی پیشنهاد دهند.

10. آموزش فعالیت‌های روزانه:

کاردرمانگرها دارای تخصص‌ در زمینه انجام فعالیت‌های روزانه (وظایف مربوط به مراقبت شخصی) پس از سکته مغزی هستند. از آنجا که فعالیت‌های روزانه نیازمند مهارت‌های فیزیکی و شناختی هستند و هر دوی اینها ممکن است تحت تأثیر سکته قرار گیرند، بسیاری از بازماندگان ممکن است با مشکلاتی در انجام این وظایف داشته باشند.

بنابراین، بازماندگان ممکن است در حین کاردرمانی، تمرین کامل کردن فعالیت‌های روزانه خود را داشته باشند. این موضوع به کاردرمانگرها فرصت می‌دهد تا ببینند کجا بازماندگان با مشکل روبه‌رو هستند تا  ابتدا مسائل ایمنی را بررسی کرده و سپس استراتژی‌های تطبیقی را توصیه کنند. به عنوان مثال، کاردرمانگرها ممکن است تکنیک‌های خاصی برای پوشش بازماندگان با همیپلژیا (ضعف یک نیمه از بدن) معرفی کنند، مانند زمان لباس پوشیدن لباس ابتدا طرف تحت تأثیر  بدن را اول بپوشد و سپس سمت دیگر را .

11. توصیه‌ها و آموزش تجهیزات تطبیقی:

علاوه بر استفاده از استراتژی‌های تطبیقی خاص برای افزایش ایمنی و استقلال در فعالیت‌های روزانه، کاردرمانگر به طور مکرر تجهیزات تطبیقی را توصیه می‌کنند. این ممکن است شامل دستگاه‌هایی مانند جوراب پوش، راکر گرفتن اشیاء، یا اسفنج با دسته بلند باشد، همه این ابزارها می‌توانند به بازماندگان کمک کنند تا وظایف روزانه خود را به صورت ایمن و مؤثر انجام دهند.

علاوه بر این، برخی از بازماندگان ممکن است نیاز به استفاده از تجهیزات پزشکی مانند صندلی توالت بلند یا صندلی حمام داشته باشند. کاردرمانگرها قادرند ارزیابی کنند که کدام نوع تجهیزات برای شرایط یک فرد بیشتر مناسب است و چگونه از این دستگاه‌ها به درستی استفاده کنند را به آنها آموزش دهند.

12. آموزش حسی:

بسیاری از بازماندگان احساسات ناکافی مانند بی‌حسی را تجربه می‌کنند، یکی از مداخلات شایع کاردرمانی برای بازماندگان سکته مغزی، آموزش حسی است. این شامل دوباره آموزش مغز به پردازش و پاسخ مناسب به حس‌های مختلف می‌شود، از جمله بافت‌ها و دماهای مختلف و درد.

کاردرمانگر ممکن است از فعالیت‌های متنوعی برای تحریک حس لمس استفاده کنند، مانند لمس اشیاء با بافت‌های مختلف یا تلاش برای شناسایی اشیاء متداول فقط از طریق لمس. استراتژی‌های ایمنی نیز ممکن است مورد بحث قرار گیرند، مانند کاهش دمای حداکثر آب گرم یا استفاده از دستکش‌های مقاوم در برابر برش در هنگام خرد کردن مواد غذایی.

13. آموزش و تطبیق شناختی:

زمانی که اثرات شناختی سکته مغزی بر توانایی یک بازمانده در انجام وظایف روزانه او تأثیر می‌گذارد، کاردرمانی ممکن است شامل تمرینات آموزشی و تکنیک‌های تطبیقی شناختی باشد. آموزش شناختی می‌تواند شامل تمرینات تکراری یا فعالیت‌های جذاب‌تر باشد.

به عنوان مثال، بازی‌های ساده کارتی یا تمرکز ممکن است در طول کاردرمانی استفاده شوند تا توجه، توالی و مهارت‌های حل مسئله را بهبود بخشید. بازماندگان نیز اغلب از یادگیری استراتژی‌های تطبیقی با چالش‌های شناختی خود بهره‌مند می‌شوند، مانند اغلب یادداشت کردن یادآورها، استفاده از فهرست‌ها.

14. فعالیت‌ حرکات دقیق:

فعالیت‌ حرکات دقیق از میان مداخلات شایع کاردرمانی برای بازماندگان سکته مغزی هستند. مهارت‌های حرکات دقیق اغلب تحت تأثیر سکته قرار می‌گیرند که باعث مشکل در انجام وظایف روزانه مانند نوشتن، تایپ کردن، بافتن، و … می‌شود. کاردرمانگران ممکن است از ترکیبی از فعالیت‌های هماهنگی حرکات دقیق و تقویتی استفاده کنند. این ممکن است شامل وظایفی مانند برداشتن و سرهم کردن اشیاء کوچک، استفاده از یک توپ تراپی دستی، یا استفاده از مواد مانند تراپاتی باشد.

15. تسهیلات شغلی:

سرانجام، کاردرمانی می‌تواند به بازماندگان کمک کند تا مهارت‌های لازم برای بازگشت به شغل خود را دوباره یاد بگیرند. کاردرمانگرها ممکن است وظایف منحصر به فردی را بر اساس نوع بار کاری و محیط فراهم کنند.

برای یک بازگشت اسان به کار پس از یک سکته، کاردرمانگرها ممکن است همچنین توصیه‌هایی ارائه دهند مانند:

– کار کردن در ساعات کوتاه‌تر
– استفاده از استراحت‌ها برای جلوگیری از اضطراب
– نصب  دستگیره در سرویس بهداشتی محل کار برای کمک به تعادل
– استفاده از تجهیزات ارگونومیک و برنامه‌ریزی انعطاف‌پذیر برای کمک به کاهش خستگی پس از سکته
– کار “هوشمندتر، نه سخت‌تر” از طریق ساده‌سازی وظایف (در صورت امکان)
– اصلاح مکانیک بدن صحیح (نحوه حرکت) برای کاهش فشار عضلانی
– استفاده از تقویم‌های دیواری و نورپردازی‌ برای کمک به تمرکز و پرهیز از غفلت فضایی

کاردرمانگرها همچنین ممکن است به مراجعین خود توصیه کنند با کارفرمای خود در مورد اقداماتی که می‌توانند به بازگشت به کار آنها کمک کنند، صحبت کنند.

جمع بندی مداخلات کاردرمانی برای بازیابی پس از سکته مغزی

یک سکته مغزی می‌تواند بر توانایی انجام فعالیت‌های روزانه تأثیرگذار باشد. مداخلات مختلفی وجود دارند که در کاردرمانی برای کمک به بازماندگان در دستیابی به اهداف بازیابی خود و بهینه‌سازی استقلال کارکردی آنها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

امیدواریم که این مقاله به شما کمک کرده باشد تا فواید مختلف مداخلات کاردرمانی برای بازیابی پس از سکته مغزی را درک کنید. کلینیک حامی آماده ارائه مشاوره رایگان به شماست.

پیروز باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *